فاطمه زهرا (ع)
روز جمعه بیستم جمادى الثانى، پنج سال بعد از بعثت پیغمبر (ص) فاطمه (ع) دختر بزرگوار آن حضرت، از دامن خدیجه (ع) اولین زن مسلمان، در مکه چشم به جهان گشود.
روزهاى کودکى فاطمه (ع) با آشوبها و کارشکنىهاى دشمنان اسلام بر ضد پیغمبر (ص) مىگذشت، اما در مقابل وضع خانوادگى این کودک نونهال سرشار از مهر و محبت و صفا و صمیمیت بود و دختر محمد (ص) و خدیجه (ع) نیز چون مشعل نورانى، به فضاى زندگى، فروغ بیشترى مىبخشید و این دختر در سایه پدر و مادرى فداکار به رشد و پیشرفت خود ادامه مىداد.
فاطمه (ع) به هفت سالگى رسیده بود، که نخست ابوطالب عموى پیامبر (ص) و بعد از سه روز خدیجه مادر فاطمه (ع) چشم از جهان فرو بستند و این کودک خردسال، با درد یتیمى و به غم از دست دادن مادر مبتلا گردید.
اذیتها و کارشکنىهاى دشمنان بى باک علیه پیامبر (ص) ادامه مىیابد و فاطمه (ع) بخشى از ناراحتىها و سسختىهاى پدر را با دو چشم خود مشاهده مىکند، اما رسول خدا پس از سیزده سال ارشاد و هدایت مردم، ناچار مىشود از مکه به مدینه هجرت کند.
پیامبر به مدینه هجرت کرد، و طبق دستور او على (ع) سه روز در مکه باقى ماند تا امانتهاى مردم را که نزد رسول خدا سپرده بودند، به آنان بازگرداند، آن گاه على (ع) مادر خود، فاطمه، دختر زبیر بن عبدالمطلب و فاطمه دختر محمد (ص) را که حدود ده سال داشت، همراه خود هجرت داد و به سلامت به مدینه رسانید.
وضع زندگى فاطمه (ع) در مدینه در کنار پدر، از مکه بهتر گردیده بود، او دیگر به حدود 12 سالگى رسیده و طبق دستور اسلام مىبایست همسر هم انتخاب کند.
از آن طرف على (ع) که از شش سالگى در خانه پیغمبر (ص) بزرگ شده، براى خواستگارى فاطمه (ع) قاصد فرستاد و با موافقت پیغمبر (ص) و انتخاب خود فاطمه (ع) میان او و على (ع) که حدود بیست و یک سال داشت، ازدواج برقرار گردید.
البته على (ع) از مال و ثروت دنیا، دارایى چندانى نداشت، اما از لحاظ معنویت و فضائل انسانى در جامعه آن روز و امروز غیر از پیغمبر (ص) کسى به پایه او نرسیده است و شوهر فاطمه (ع) چنین شخصیتى است.
به هر حال زندگى مشترک على و فاطمه (ع) همراه با سختىها و تنگدستىها آغاز گردید ولى ایمان و آرمانهاى بلندى که آنان به آن مىاندیشیدند، هرگونه رنج و سختى را تحت الشعاع قرار مىداد و آنان زندگى خویش را بر اساس ایمان و عقیده ادامه مىدادند.
فاطمه (ع) را پیامبر اسلام، برترین زنان جهان نامیده و محصول زندگى این بانوى بزرگ پنج فرزند بنامهاى حسن، حسین، زینب، ام کلثوم و محسن بوده است.
نخستین مسئولیت مهم زندگى کوتاه فاطمه (ع) تربیت فرزندان خود بود، که البته فرزند پنجم او در اثر هجوم ماموران حکومت به خانهاش، براى بیعت گرفتن از على (ع) ساقط شد و جان خود را از دست داد. اما فرزندان دیگر را با کمال مراقبت تربیت و بزرگ نمود، ولى در سال دهم هجرت که پیامبر اسلام وفات یافت، غیر از وظائف معمول زندگى، شرائطى پیش آمد، که فاطمه هیجده ساله در طى مدت آخر عمر خود ناچار به یک سلسله اقدامات اجتماعى به عنوان دفاع از اسلام و امامت دست زد و به دنیاى سیاست و مقابله با حرکتهاى ناصالح وارد گردید.
فاطمه (ع) شرائط اجتماعى پیش آمده پس از رحلت پیامبر (ص) را بر خلاف نظر آن حضرت و مقررات و مصالح اسلام مىدانست و در نتیجه نارضائى و مخالفت خود را با وضع موجود، به خاطر دفاع از اسلام و حق امامت على (ع) بدین صورت عملى نمود:
1 - در حالى که تعدادى از بانوان با شخصیت قریش او را همراهى مىکردند، در مسجد مدینه حضور یافت و در مقابل خلیفه و انبوه جمعیت یک سخنرانى عمیق و محکومگرانه ایراد نمود.
2 - چندین بار کنار مرقد مقدس پیغمبر اسلام رفت و با اشک و آه و نالههاى دردناک خشم و فریاد مظلومیت اسلام را به گوش دیگران رسانید.
3 - آن گاه که زنان قریش در بستر بیمارى به دیدنش رفتند، در میان آنان خطابهاى ایراد کرد و آنان و جامعه را متوجه انحراف در مسیر خلافت اسلامى نمود و آنان را به راه خیر و صلاح دعوت کرد.
سرانجام فاطمهاى که از روزهاى اول کودکى خود، در کورانهاى سخت زندگى پرورش یافته بود، پس از یک عمر کوتاه حدود هیجده ساله، هفتاد و پنج روز پس از وفات پیغمبر (ص) سوم جمادى الثانى سال یازدهم هجرت، در مدینه چشم از جهان فرو بست و با یک دنیا سرفرازى و عظمت، در مسجد پیامبر (ص) یا در قبرستان بقیع در آغوش خاک خفت.